ترجمه "islander" به فارسی
آبخست زی, جزیره نشین, ساکن جزیره بهترین ترجمه های "islander" به فارسی هستند.
islander
noun
دستور زبان
A person who lives on an island. [..]
-
آبخست زی
-
جزیره نشین
How it is, there is no telling, but Islanders seem to make the best whalemen.
چگونه چنین شده هیچ معلوم نیست، اما جزیره نشین ان بهترین افراد کشتیهای وال گیر شدهاند.
-
ساکن جزیره
much commerce with the great island of Luggnagg
مردم آن با ساکنان جزیره لگنگ روابط بسیار دارند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " islander " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Islander
noun
دستور زبان
abbreviation of Prince Edward Islander [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Islander" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Islander در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "islander" با ترجمه به فارسی
-
جزایر استرالیا · جزيره ايستر
-
کینگ آیلند
-
جزایر آرو (در کشور اندونزی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن