ترجمه "isle" به فارسی

جزیره, آبخستک, جزیرک بهترین ترجمه های "isle" به فارسی هستند.

isle noun دستور زبان

(obsolete or poetic) An island. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جزیره

    noun

    His lance! aye, the keenest and the surest that out of all our isle!

    نیزهاش، چه میگویم، در همه جزیره ما از آن تیزتر و از آن هدف گیرتر پیدا نمیشود.

  • آبخستک

  • جزیرک

  • ترجمه های کمتر

    • jazire
    • آداکچه
    • آبخستک زی بودن (یا شدن)
    • آبخستک سان کردن
    • جزیره کوچک
    • جزیره ی کوچک
    • در آبخستک قرار دادن
    • در جزیرک زندگی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " isle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Isle proper

A city in Minnesota.

+ اضافه کردن

"Isle" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Isle در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "isle"

عباراتی شبیه به "isle" با ترجمه به فارسی

  • ژاکت پشمی بافته و طرح دار (در اصل ساخت اسکاتلند بوده)
  • جزیرک مان · مان
  • جزیره ی ایل رویال (در دریاچه ی سوپری یور و بخشی از ایالت میشیگان - امریکا)
  • جزایر بریتانیا · جزایر بریتانیا (شامل انگلستان و ایرلند و جزایر کوچکتر) · جزیرکهای بریتانیا
  • تنگه ی بل آیل (بین لابرادور و جزیره ی نیوفاند لند - کانادا)
  • جزیره من
  • جزیرکهای بریتانیا
  • پارک ملی آیل رویال
اضافه کردن

ترجمه های "isle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه