ترجمه "isogonic" به فارسی

(نشان دهنده ی نقاطی در روی نقشه که دارای تمایل مغناطیسی همسان اند)جور مغناطیس نما, (وابسته به یا دارای گوشه های برابر) جورگوشه, هم میل بهترین ترجمه های "isogonic" به فارسی هستند.

isogonic adjective noun دستور زبان

(cartography, navigation) Describing imaginary lines connecting points on the earth's surface of identical magnetic declination. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (نشان دهنده ی نقاطی در روی نقشه که دارای تمایل مغناطیسی همسان اند)جور مغناطیس نما

  • (وابسته به یا دارای گوشه های برابر) جورگوشه

  • هم میل

  • وابسته به جور مغناطیس نمایی (isogonal هم می گویند)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " isogonic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "isogonic" با ترجمه به فارسی

  • خطی که بوسیله ان جاهایی درجه انحراف سوزن مغناطیسی در انها برابراست
اضافه کردن

ترجمه های "isogonic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه