ترجمه "isolate" به فارسی

(از دیگران) جدا کردن, (روان شناسی - جامعه شناسی) آدم تک افتاده, (شیمی : عنصری را از سایر بخش های ترکیب جدا کردن و به صورت خالص درآوردن - زیست شناسی : میکروب و غیره را کشت کردن به طوری که کاملا خالص بماند) جدا سازی کردن بهترین ترجمه های "isolate" به فارسی هستند.

isolate verb noun دستور زبان

(transitive) To set apart or cut off from others. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (از دیگران) جدا کردن

  • (روان شناسی - جامعه شناسی) آدم تک افتاده

  • (شیمی : عنصری را از سایر بخش های ترکیب جدا کردن و به صورت خالص درآوردن - زیست شناسی : میکروب و غیره را کشت کردن به طوری که کاملا خالص بماند) جدا سازی کردن

  • ترجمه های کمتر

    • با خویش کردن
    • تنها کردن
    • تک افتاده
    • تک افتاده کردن
    • تک و تنها
    • جدا کردن
    • دورافتاده کردن
    • منزوی کردن
    • هر چیز جدا شده یا تک افتاده
    • چیز منزوی یا تجزیه شده
    • کناره گیر کردن
    • گوشه گیر کردن
    • یکه شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " isolate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "isolate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "isolate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه