ترجمه "isolation" به فارسی

انزوا, جداسازی, تنهایی بهترین ترجمه های "isolation" به فارسی هستند.

isolation noun دستور زبان

(chiefly uncountable) The state of being isolated, detached, or separated. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انزوا

    noun

    You are making yourself vulnerable to withering away when you encounter tribulation like isolation, intimidation, or ridicule.

    این به هنگام برخورد با ناملایمات زندگی از قبیل انزوا، هراس،یا استهزا باعث پژمردگی تان خواهد شد.

  • جداسازی

    defence mechanism in psychoanalytic theory

    All exterior physical parts isolated from this ship

    جداسازی فیزیکی تمامی ورودی های روی کشتی.

  • تنهایی

    And I accept this isolation of hatred, without hating any one myself.

    این تنهایی را که مولود کینه است میپذیرم.

  • ترجمه های کمتر

    • (پزشکی) جدا سازی
    • تک افتادگی
    • جداسازی بیمار
    • دور افتادگی
    • گوشه نشینی
    • گوشه گیری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " isolation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "isolation" با ترجمه به فارسی

  • (از دیگران) جدا کردن · (روان شناسی - جامعه شناسی) آدم تک افتاده · (شیمی : عنصری را از سایر بخش های ترکیب جدا کردن و به صورت خالص درآوردن - زیست شناسی : میکروب و غیره را کشت کردن به طوری که کاملا خالص بماند) جدا سازی کردن · با خویش کردن · تنها کردن · تک افتاده · تک افتاده کردن · تک و تنها · جدا کردن · دورافتاده کردن · منزوی کردن · هر چیز جدا شده یا تک افتاده · چیز منزوی یا تجزیه شده · کناره گیر کردن · گوشه گیر کردن · یکه شده
  • ایزوله شدن اطلاعات
  • جداکننده نوری
  • ایزولههای پروتئینی
  • ترانسفورماتور ایزولاسیون
  • زبان تکخانواده
  • تکافتاده
  • ایزوله · معطل · مفرد
اضافه کردن

ترجمه های "isolation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه