ترجمه "isolationist" به فارسی
باخویشگرایی, (به ویژه در امریکا: هوادار دورنگهداشتن کشور از بیرون مرز و عدم دخالت در امور و کشمکش های دیگران) انزواطلبی بهترین ترجمه های "isolationist" به فارسی هستند.
isolationist
adjective
noun
دستور زبان
Of or pertaining to isolationism or an advocate thereof. [..]
-
باخویشگرایی
-
(به ویژه در امریکا: هوادار دورنگهداشتن کشور از بیرون مرز و عدم دخالت در امور و کشمکش های دیگران) انزواطلبی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " isolationist " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن