ترجمه "israeli" به فارسی

اسرائیلی, اهل سرزمین اسرائیل, وابسته به کشور و مردم اسرائیل بهترین ترجمه های "israeli" به فارسی هستند.

israeli
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسرائیلی

    adjective noun

    Reporter: Israeli border police were sent to disperse the crowd.

    پلیسهای مرزي اسرائیلی فرستاده شدند تا جمعیت را پراکنده کنند.

  • اهل سرزمین اسرائیل

  • وابسته به کشور و مردم اسرائیل

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " israeli " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Israeli adjective noun دستور زبان

A person from Israel or of Israeli descent. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسرائیلی

    adjective noun

    of, from, or pertaining to Israel, the Israeli people [..]

    Reporter: Israeli border police were sent to disperse the crowd.

    پلیسهای مرزي اسرائیلی فرستاده شدند تا جمعیت را پراکنده کنند.

عباراتی شبیه به "israeli" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "israeli" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه