ترجمه "israelite" به فارسی

اسرائیلی, یهودی, کلیمی بهترین ترجمه های "israelite" به فارسی هستند.

israelite
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسرائیلی

    adjective

    If an Israelite accidentally caused another’s death, he was to flee to one of the cities of refuge.

    اگر فردی اسرائیلی تصادفاً موجب مرگ کسی میشد، باید در یکی از شهرهای ملجا پناه میگرفت.

  • یهودی

    noun

    Neither hides nor dynamite and the very shoulders of the enterprising Israelite expressed dejection.

    نه پوست نه دینامیت و حالت شانههای یهودی تاجر حاکی از نفرت و انزجار بود.

  • کلیمی

    adjective noun
  • جهود (به ویژه در مورد سرزمین و مردم اسرائیل باستان به کار می رود)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " israelite " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Israelite adjective noun دستور زبان

A native or inhabitant of the (1) united nation of Israel (under the Judges, and then kings Saul, David and Solomon), or (2) the later northern kingdom centered in Samaria, distinct from kingdom of Judah centered in Jerusalem. [..]

+ اضافه کردن

"Israelite" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Israelite در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "israelite" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه