ترجمه "isthmian" به فارسی

برزخی, تنگراهی, ساکن برزخ یا تنگراه بهترین ترجمه های "isthmian" به فارسی هستند.

isthmian adjective noun دستور زبان

Of or pertaining to an isthmus, especially to the Isthmus of Corinth, in Greece. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برزخی

  • تنگراهی

  • ساکن برزخ یا تنگراه

  • ترجمه های کمتر

    • وابسته به برزخ کرینت (در یونان)
    • پل راهی I( -2 بزرگ) وابسته به برزخ پاناما
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " isthmian " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "isthmian" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه