ترجمه "isthmus" به فارسی
برزخ, باریکه خاکی, باریکه بهترین ترجمه های "isthmus" به فارسی هستند.
isthmus
noun
دستور زبان
A narrow strip of land, bordered on both sides by water, and connecting two larger landmasses. [..]
-
برزخ
nounnarrow strip of land
-
باریکه خاکی
narrow strip of land connecting two larger land areas
-
باریکه
noun
-
ترجمه های کمتر
- تنگراه
- (جغرافی : باریکه زمینی که دو خشکی را به هم وصل می کند) برزخ
- (کالبدشناسی - جانورشناسی : باریکه ای از بافت که دو بخش بزرگتر اندام را به هم وصل می کند - مجرای باریک میان دو حفره ی بزرگتر) تنگه
- باریک زمین
- باریکه (میان دو دریا)
- تنگه خالی
- پل راه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " isthmus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "isthmus"
عباراتی شبیه به "isthmus" با ترجمه به فارسی
-
برزخ کارالیا (میان خلیج فنلاند و دریاچه ی لادوگا)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن