ترجمه "jade" به فارسی

یشم سبز, یشمی, یشم بهترین ترجمه های "jade" به فارسی هستند.

jade adjective verb noun دستور زبان

(uncountable) A semiprecious stone either nephrite or jadeite, generally green or white in color, often used for carving figurines. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یشم سبز

    noun

    gem [..]

    It was of dark green taffeta, lined with water silk of a pale jade color.

    از پارچه سبز تیره درست شده بود که خطوط ابریشمی و موّاج به رنگ یشم سبز داشت.

  • یشمی

    adjective

    colour

    to buy spices and jade offered by western merchants

    تا ادویه جات و یشمی کهتجار غربی می آورند را بخرند

  • یشم

    noun

    A semiprecious stone either nephrite or jadeite, generally green or white in color, often used for carving figurines.

    It was of dark green taffeta, lined with water silk of a pale jade color.

    از پارچه سبز تیره درست شده بود که خطوط ابریشمی و موّاج به رنگ یشم سبز داشت.

  • ترجمه های کمتر

    • یابو
    • خسته کردن
    • عیبجو
    • فاحشه
    • (سبز تیره) یشمی
    • (نادر) سلیطه
    • ازکار انداختن
    • اسب وامانده و بی ارزش
    • خسته شدن
    • زن بد نام
    • زن جوان و بی ادب
    • زن هرزه
    • ساخته شده از یشم
    • سخت کار کردن
    • فرسوده شدن
    • فرسوده کردن
    • نق نقو
    • کسل شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jade " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Jade proper

A female given name from the precious stone, taken into general use in the 1970s. [..]

+ اضافه کردن

"Jade" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Jade در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

JADE
+ اضافه کردن

"JADE" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای JADE در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "jade"

عباراتی شبیه به "jade" با ترجمه به فارسی

  • خسته · دلزده (در اثر زیاده روی در خوراک یا لذت و غیره) · زده · سیر · وامانده
  • جید ریموند
  • (گیاه شناسی) ابرون (Crassula argentea از خانواده ی orpine)
اضافه کردن

ترجمه های "jade" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه