ترجمه "jag" به فارسی
دندانه, بارچه, کیفوری بهترین ترجمه های "jag" به فارسی هستند.
jag
verb
noun
دستور زبان
a sharp projection [..]
-
دندانه
There's a gaping, jagged hole in the left side of his chest.
در طرف چپ سینهاش شکافی دیده میشود که شبیه حفرهای با لبههای دندانه دندانه است.
-
بارچه
-
کیفوری
-
ترجمه های کمتر
- نشئه
- (به طورناصاف یا گوشه دار بریدن مثلا پارچه یا چوب را) ناصاف بریدن
- (خودمانی) مستی
- (قدیمی) بریدگی گوشه دار (مثلا برندگی گوشه دار پارچه)
- (محلی - به ویژه در مورد هیزم یا کاه و غیره) بار کوچک
- (هر برآمدگی تیز و دندان مانند) تیزی
- تیز گوشه
- دوران فعالیت شدید
- عمل شدید و بلا اراده
- مشروبخوری مفرط
- مضرس کردن
- مقدار کم
- کج و کوله بریدن
- کنگره دار کردن
- گوشه دار بریدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jag " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Jag
noun
دستور زبان
(informal) A Jaguar car. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Jag" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Jag در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
JAG
Acronym
Judge Advocate General
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"JAG" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای JAG در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "jag"
عباراتی شبیه به "jag" با ترجمه به فارسی
-
(دارای بریدگی های تیز مانند شیشه ی شکسته یا سنگ پر دندانه) پر دندانه · اره ای · بریده بریده · تیز گوشه دار · دندانه دندانه · مضرس · ناصاف · ناهموار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن