ترجمه "jagged" به فارسی
(دارای بریدگی های تیز مانند شیشه ی شکسته یا سنگ پر دندانه) پر دندانه, اره ای, بریده بریده بهترین ترجمه های "jagged" به فارسی هستند.
jagged
adjective
verb
دستور زبان
Unevenly cut; having the texture of something so cut. [..]
-
(دارای بریدگی های تیز مانند شیشه ی شکسته یا سنگ پر دندانه) پر دندانه
-
اره ای
-
بریده بریده
Her eyes were moist, her voice was jagged with excitement.
چشمان او نمناک شده بود و صدایش از هیجان بریده بریده شده بود.
-
ترجمه های کمتر
- تیز گوشه دار
- دندانه دندانه
- مضرس
- ناصاف
- ناهموار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jagged " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Jagged
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Jagged" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Jagged در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "jagged"
عباراتی شبیه به "jagged" با ترجمه به فارسی
-
(به طورناصاف یا گوشه دار بریدن مثلا پارچه یا چوب را) ناصاف بریدن · (خودمانی) مستی · (قدیمی) بریدگی گوشه دار (مثلا برندگی گوشه دار پارچه) · (محلی - به ویژه در مورد هیزم یا کاه و غیره) بار کوچک · (هر برآمدگی تیز و دندان مانند) تیزی · بارچه · تیز گوشه · دندانه · دوران فعالیت شدید · عمل شدید و بلا اراده · مشروبخوری مفرط · مضرس کردن · مقدار کم · نشئه · کج و کوله بریدن · کنگره دار کردن · کیفوری · گوشه دار بریدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن