ترجمه "jam" به فارسی

مربا, ریچار, بستن بهترین ترجمه های "jam" به فارسی هستند.

jam verb noun دستور زبان

A sweet mixture of fruit boiled with sugar and allowed to congeal. Often spread on bread or toast or used in jam tarts. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مربا

    noun

    sweet mixture of fruit boiled with sugar

    No additives have been added to this jam.

    هیچ گونه مواد افزودنی به این مربا اضافه نشده است.

  • ریچار

    sweet mixture of fruit boiled with sugar

  • بستن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • پارازیت فرستادن
    • گیر
    • چپاندن
    • تنگنا
    • ترشی
    • مچاله کردن
    • پرکردن
    • چپاندگی
    • چپیدن
    • چپیدگی
    • چسباندن
    • سرکه
    • هچل
    • فشردن
    • گرفتاری
    • (امریکا- خودمانی - موسیقی جاز) بدون نت یا طرح قبلی نواختن
    • (امریکا- خودمانی) مخمصه
    • (با فشار) تو کردن
    • (با: on) ناگهان ترمز کردن
    • (برای ثابت نگهداری و جلوگیری از حرکت و غیره) گوه گذاری کردن
    • (خوردن انگشت و غیره به چیزی و آسیب دیدن آن) ضرب خورده کردن یا شدن
    • (رادیو و غیره - عمدا) پارازیت فرستادن
    • (راه یا لوله و غیره) گرفتگی
    • (چمدان و ظرف و غیره) کاملا پر کردن
    • (گذرگاه یا آبراه و غیره) بند آورده
    • - بندان 1
    • انباشتگی 0
    • بدون آمادگی نواختن
    • بند آمدگی
    • به زور وارد کردن
    • تنه زدن
    • تنگ هم چیدن
    • در هم فشرده کردن یا شدن
    • درد سر
    • درهم فشردگی
    • دچار خون مردگی کردن یا شدن
    • راه بندان کردن
    • زور دادن
    • فرو بردن
    • ممانعت کردن
    • وضعیت دشوار
    • گیر انداختن
    • گیر کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jam " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Jam
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

JAM
+ اضافه کردن

"JAM" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای JAM در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "jam"

عباراتی شبیه به "jam" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "jam" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه