ترجمه "jams" به فارسی

مرباها, كمپوتها, مرباهاي پرتقال بهترین ترجمه های "jams" به فارسی هستند.

jams verb noun

Plural form of jam. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرباها

  • كمپوتها

  • مرباهاي پرتقال

  • مرباهاي ژلهاي

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jams " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "jams" با ترجمه به فارسی

  • جمر
  • نازنین افشین جم
  • گیرکردن کاغذ
  • تربت جام
  • jam
    (امریکا- خودمانی - موسیقی جاز) بدون نت یا طرح قبلی نواختن · (امریکا- خودمانی) مخمصه · (با فشار) تو کردن · (با: on) ناگهان ترمز کردن · (برای ثابت نگهداری و جلوگیری از حرکت و غیره) گوه گذاری کردن · (خوردن انگشت و غیره به چیزی و آسیب دیدن آن) ضرب خورده کردن یا شدن · (رادیو و غیره - عمدا) پارازیت فرستادن · (راه یا لوله و غیره) گرفتگی · (چمدان و ظرف و غیره) کاملا پر کردن · (گذرگاه یا آبراه و غیره) بند آورده · - بندان 1 · انباشتگی 0 · بدون آمادگی نواختن · بستن · بند آمدگی · به زور وارد کردن · ترشی · تنه زدن · تنگ هم چیدن · تنگنا · در هم فشرده کردن یا شدن · درد سر · درهم فشردگی · دچار خون مردگی کردن یا شدن · راه بندان کردن · ریچار · زور دادن · سرکه · فرو بردن · فشردن · مربا · ممانعت کردن · مچاله کردن · هچل · وضعیت دشوار · پارازیت فرستادن · پرکردن · چسباندن · چپاندن · چپاندگی · چپیدن · چپیدگی · گرفتاری · گیر · گیر انداختن · گیر کردن
  • Jam
    مربا · چسبيدن · چپاندن · گير كردن
  • صنعت شیرینیسازی · صنعت مرباسازي
  • كمپوتها · مرباها · مرباهاي پرتقال · مرباهاي ژلهاي
اضافه کردن

ترجمه های "jams" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه