ترجمه "jetty" به فارسی
اسکله, موج شکن, سیاه بهترین ترجمه های "jetty" به فارسی هستند.
jetty
adjective
verb
noun
دستور زبان
(architecture) A part of a building that jets or projects beyond the rest, and overhangs the wall below. [..]
-
اسکله
nounI engaged him to be the foreman of our lightermen, and caretaker of our jetty.
او را به عنوان سرکارگر باربرها و محافظ اسکله استخدام کردم.
-
موج شکن
nounHe had to hurry them then the whole length of the jetty;
او سپس مجبور شده بود همه آنها را با شتاب از طول موج شکن عبور دهد
-
سیاه
nounI knew my traveller with his broad and jetty eyebrows;
مسافری را که قبلاً دیده بودم از روی ابروان پهن و سیاه براقش باز شناختم.
-
ترجمه های کمتر
- بلنداسکله
- خاکریز
- (مانند موج شکن یا سایبان) بیرون زدن
- (معماری) سایبان یابخش بیرون زده و آویخته ی ساختمان
- اسکله بندر
- بار انداز
- بر آمدن
- برآمدگی داشتن
- بسیار سیاه
- دیواره سد
- دیواره ی دریایی (یا رودخانه ای و غیره)
- ظلمات (ظلمت)
- پیش آمدگی
- کرپی (معمولا از pier کوچکتر است)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jetty " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "jetty"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن