ترجمه "jiggle" به فارسی
جنباندن, جنبانش, لقاندن بهترین ترجمه های "jiggle" به فارسی هستند.
jiggle
verb
noun
دستور زبان
a weak, shaking movement. [..]
-
جنباندن
-
جنبانش
-
لقاندن
-
ترجمه های کمتر
- لقی
- لوشگری
- ورجیدن
- (تند) به پس و پیش (یا بالا و پایین) رفتن
- (کاشانی) لوشیدن
- جه مندی
- جه مندی کردن
- جهش مندی (به بالا و پایین یا پس و پیش )
- حرکت ورجه ورجه مانند
- میخ زدن
- ورجه وورجه کردن
- وول خوردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jiggle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن