ترجمه "jigsaw" به فارسی
جورچین, اره عمودبر, اره مویی بهترین ترجمه های "jigsaw" به فارسی هستند.
jigsaw
verb
noun
دستور زبان
A saw with fine teeth and a narrow blade which can cut curves in wood or metal. [..]
-
جورچین
tiling puzzle
In our home our children liked to do jigsaw puzzles.
در خانۀ ما بچّه هایمان دوست دارند جدول جورچین انجام دهند.
-
اره عمودبر
type of saw
-
اره مویی
-
ترجمه های کمتر
- اره ی تو بری
- اره ی ظریف بری (jig saw هم می نویسند)
- اره ی منبت کاری
- با اره مویی بریدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jigsaw " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "jigsaw"
عباراتی شبیه به "jigsaw" با ترجمه به فارسی
-
(مجازی) معما · پازل · پازل (تصویر و غیره که برای سرگرمی قطعات آن را پهلوی هم جور می کنند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن