ترجمه "jitter" به فارسی
لرزیدن, (عامیانه) عصبی بودن, تذبذب، این شاخ و آن شاخ کردن، این شاخ و آن شاخ پریدن، نوسان داشتن، بی ثباتی، نا استواری بهترین ترجمه های "jitter" به فارسی هستند.
jitter
verb
noun
دستور زبان
A nervous action; a tic. [..]
-
لرزیدن
Verb verb -
(عامیانه) عصبی بودن
-
تذبذب، این شاخ و آن شاخ کردن، این شاخ و آن شاخ پریدن، نوسان داشتن، بی ثباتی، نا استواری
-
ترجمه های کمتر
- ترس و لرز داشتن
- دلهره داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jitter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "jitter" با ترجمه به فارسی
-
از کوره در رفته · عصبانیت فوق العاده · وحشت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن