ترجمه "jog" به فارسی

هل دادن, دویدن, یورتمه بهترین ترجمه های "jog" به فارسی هستند.

jog verb noun دستور زبان

A form of exercise, slower than a run [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هل دادن

    Verb

    It's a little thing they invented in the'60s called jogging.

    يه کاري که توي دهه 60 ابداع شده و بهش مي گن هل دادن و دويدن.

  • دویدن

    Verb verb

    Twenty laps, followed by push ups, squats, more jogging.

    بیست دور دویدن و بعد شنا روی زمین، کلاغ پر و دوباره دوی آهسته.

  • یورتمه

    Dupree nodded his thanks and jog trotted back to the Land Rover.

    دو بری با تکان سر تشکر نمود و یورتمه بطرفلندرور بازگشت.

  • ترجمه های کمتر

    • سکه
    • برجستگی
    • خرامیدن
    • لقاندن
    • (با آرنج و غیره) زدن به
    • (با حرکات کوتاه و سنگین) بالا و پایین جستن
    • (با قدم آهسته) دواندن
    • (جاده و مسیر و غیره)ناگهان تغییر جهت دادن
    • (حافظه و غیره) تقویت کردن
    • (مسیر یا جهت) تغییر تند و ناگهانی
    • (کمی) جنباندن
    • با سرعت متوسط رفتن
    • برآمدگی (به ویژه با زوایای قائمه)
    • به حرکت (و غیره) ادامه دادن
    • تکان کوچک
    • تکان کوچک دادن
    • دو (با قدم آهسته)
    • دگرسویی شدید
    • سکه زدن
    • ضربه با آرنج (و غیره)
    • پیچ تند داشتن
    • یورتمه رفتن
    • یکنواخت رفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jog " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "jog" با ترجمه به فارسی

  • سگ دوانی نمایشی
  • انجام آهسته و ملالت آور کاری (به ویژه کاری که تازگی ندارد) · یورتمه ی یکنواخت و آهسته
  • (ورزش) دو (با قدم آهسته) · جاگینگ · دویدن · یورتمه
  • (ورزش) دو (با قدم آهسته) · جاگینگ · دویدن · یورتمه
اضافه کردن

ترجمه های "jog" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه