ترجمه "joggle" به فارسی

تکانچه, لقاندن, وازدن بهترین ترجمه های "joggle" به فارسی هستند.

joggle verb noun دستور زبان

To shake slightly; to push suddenly but slightly, so as to cause to shake or totter; to jostle; to jog. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تکانچه

  • لقاندن

  • وازدن

  • ترجمه های کمتر

    • (آجر و سنگ و غیره) بریدگی (برای جلوگیری از لغزش)
    • (نجاری و سنگ تراشی : در یک تکه برآمدگی و در تکه ی دیگر فرورفتگی ایجاد کردن تا خوب با هم جفت شوند) زبانه و مادگی دارکردن
    • (کمی) جنباندن
    • از جاپرانی
    • برجستگی یا فرورفتگی
    • تکان خفیف
    • تکان خفیف دادن
    • رجوع شود به dowel
    • زبانه یا مادگی
    • فاق و زبانه
    • میخ زدن
    • نر ومادگی
    • هم دندانه کردن
    • وول خوردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " joggle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "joggle"

عباراتی شبیه به "joggle" با ترجمه به فارسی

  • (نجاری) تیر چند تکه · دکل پایه دار (شمع دار) · دیرک چندتکه (که با فاق و زبانه تکه های آن به هم وصل شده اند)
اضافه کردن

ترجمه های "joggle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه