ترجمه "jointure" به فارسی

همبندسازی, همبندگری, (حقوق : تخصیص ملک از سوی شوهر به زن که پس از فوت شوهر به او می رسد) مهریه ی ملکی بهترین ترجمه های "jointure" به فارسی هستند.

jointure verb noun دستور زبان

(obsolete) A joining; a joint. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همبندسازی

  • همبندگری

  • (حقوق : تخصیص ملک از سوی شوهر به زن که پس از فوت شوهر به او می رسد) مهریه ی ملکی

  • ترجمه های کمتر

    • (مهجور) مالکیت مشترک ملک
    • (نادر) متصل سازی
    • همبست گری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jointure " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "jointure" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه