ترجمه "junket" به فارسی
سور, تفرج, ضیافت بهترین ترجمه های "junket" به فارسی هستند.
junket
verb
noun
دستور زبان
(obsolete) A basket. [..]
-
سور
noun -
تفرج
noun -
ضیافت
noun
-
ترجمه های کمتر
- مهمانی
- تفریح
- گردش
- سفر تفریحی
- سفر تفریحی و پرخرج
- سفر رسمی و تجملی کارمنددولت به خرج دولت (معمولا با تداعی منفی)
- شیر نیمه دلمه شده که با شکر می خورند
- مهمان کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " junket " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "junket" با ترجمه به فارسی
-
خوش گذرانی · سورمهمانی · گردش وسورکه هزینه انرابصورت دانگی بدهند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن