ترجمه "junkie" به فارسی
اعتیاد, وسواس, (خودمانی) بهترین ترجمه های "junkie" به فارسی هستند.
junkie
noun
دستور زبان
(slang, pejorative) A narcotics addict, especially referring to heroin users. [..]
-
اعتیاد
noun -
وسواس
noun -
(خودمانی)
-
ترجمه های کمتر
- (در مورد خوراک یا علاقه یا فعالیت و غیره) خوگرفته
- خو گرفته
- مرده ی کاری
- معتاد به مواد مخدر (به ویژه هرویین)
- چرخ دنده ساعت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " junkie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Junkie
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Junkie" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Junkie در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "junkie" با ترجمه به فارسی
-
اعتیاد · بد · بنجل · بی ارزش · خو گرفته · وسواس · چرخ دنده ساعت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن