ترجمه "juror" به فارسی

دادور, دادیاب, عضو هیئت منصفه بهترین ترجمه های "juror" به فارسی هستند.

juror noun دستور زبان

a member of a jury [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دادور

  • دادیاب

  • عضو هیئت منصفه

    noun

    If the juror can't continue, they'll bring in an alternate.

    اگه عضو هیئت منصفه نتونه ادامه بده یکی دیگه رو جاش میارن...

  • ترجمه های کمتر

    • عضو هیئت منصفه ی دادگاه
    • کسی که سوگند می خورد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " juror " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "juror" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه