ترجمه "jury" به فارسی
هیئت منصفه, ژوری, داوران بهترین ترجمه های "jury" به فارسی هستند.
jury
adjective
verb
noun
دستور زبان
(law) A group of individuals chosen from the general population to hear and decide a case in a court of law. [..]
-
هیئت منصفه
noungroup in a court of law [..]
Well, juries are very sympathetic with expecting mothers.
خب ، هیئت منصفه با مادرهای پا به ماه خیلی دلسوزانه برخورد میکنه.
-
ژوری
noungroup of judges in a competition
Look like the jury's still out on that one, right?
مث یکی از اعضائ هیأت ژوری میمونه که اومده بیرون ، نه ؟
-
داوران
except it's a very special kind of jury.
البته با این استثناء که يک هيات داوران بسيار خاص است.
-
ترجمه های کمتر
- دادوران
- ناگهگانی
- (در مسابقات و غیره) هیئت داوران
- (کاربرد) اضطراری
- (کشتیرانی) موقتی
- هیئت منصفه ی دادگاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jury " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "jury"
عباراتی شبیه به "jury" با ترجمه به فارسی
-
(برای رفع حاجت آنی) موقتا سرهم بندی شده · موقتا تعمیرشده · موقتی
-
یروژ تمدخ
-
رجوع شود به petit jury
-
(حقوق) هیات منصفه ی عالی (مرکب از بیش از دوازده نفر عضو که از میان شهروندان گزیده می شوند)
-
(حقوق - مجموعه ی قوانین یک کشور یا ناحیه) قانون نامه · جنگ قوانین
-
(حقوق) هیات منصفه ی دوازده نفری (منتخب توسط وکلای مدافع و بازپرسان)
-
(حقوق) هیئت کوچک داوران (در برابر: grand jury)
-
مجموعه ی قوانین کلیسای کاتولیک (که پس از 8191 مجموعه ی دیگری به نام : Codex Juris Canonici جای آن را گرفت)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن