ترجمه "jussive" به فارسی

فرمانی, امری, (دستور زبان) بهترین ترجمه های "jussive" به فارسی هستند.

jussive adjective noun دستور زبان

(grammar, of a verb) Inflected to indicate commands, permission or agreement with a request. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرمانی

  • امری

  • (دستور زبان)

  • ترجمه های کمتر

    • وابسته به امر یا فرمان
    • واژه ی فرمانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jussive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "jussive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه