ترجمه "just" به فارسی
عادل, دادگر, جخت بهترین ترجمه های "just" به فارسی هستند.
just
adjective
verb
noun
adverb
دستور زبان
factually fair; correct; proper. [..]
-
عادل
adjectivemorally fair, righteous
The conscience of the just man should be accepted on his word.
وجدان عادل باید بنا بر قول نیز مورد قبل قرار گیرد.
-
دادگر
adjectivemorally fair, righteous
-
جخت
recently [..]
-
ترجمه های کمتر
- دادگری
- فقط
- درست
- تنها
- صرف
- الان
- همین
- کم
- دقیقا
- جور
- عادلانه
- الساعه
- کمی
- خیلی
- منصفانه
- راست
- منصف
- صحیح
- دقیق
- راستی
- درحال
- مناسب
- متناسب
- بجا
- درستکار
- مک
- درخور
- مستحق
- معقول
- بادلیل
- دادبخش
- دادبخشانه
- دادمند
- دادور
- دادورانه
- پارسا
- قدری
- موزون
- منطقی
- بسیار
- حقیقی
- قانونی
- (عامیانه) واقعا
- با کمی اختلاف زمانی (یا وزنی و غیره)
- بس 0
- به حق
- بی کم و زیاد
- تقریبا 1
- در شرف
- رجوع شود به joust
- همین و بس
- کم و بیش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " just " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "just" با ترجمه به فارسی
-
واژه ی شایسته · واژه یا عبارت کاملا بجا
-
بحق بودن · حقانیت · درستی · صحت · عدالت
-
تو کتم نمیره
-
سیستم تولید درست به موقع
-
محض اطلاع عرض می کنم
-
عادلها
-
این خیلی شبیه مال منه
-
مفهومی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن