ترجمه "justice" به فارسی
عدل, داد, قاضی بهترین ترجمه های "justice" به فارسی هستند.
The state or characteristic of being just or fair. [..]
-
عدل
nounstate of being just or fair
Who knows whether man is not a recaptured offender against divine justice?
از کجا معلوم است که آدمی، یک بازداشتشده عدل الهی نیست؟
-
داد
nounstate of being just or fair
Greek justice proved inadequate in the Siemens case.
دستگاه قضايي يونان در پرونده ي زيمنس ناکارآمدي خود را نشان داد.
-
قاضی
nouna judge of certain courts
The justice of the peace is over thirty miles from me.
قاضی صلح سی میل با خانه من فاصله دارد.
-
ترجمه های کمتر
- عدالت
- انصاف
- حقانیت
- دادرس
- حق
- دادگری
- سزا
- جزا
- درستی
- صحت
- پاداش
- دادبخشی
- دادور
- دادوری
- کادیک
- بی طرفی
- بی غرضی
- بی نظری
- حق داشتن
- ذی حق بودن
- رجوع شود به justice of the peace
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " justice " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
The title of a justice of court. [..]
"Justice" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Justice در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
"JUSTICE" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای JUSTICE در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "justice" با ترجمه به فارسی
-
دادرس
-
آبستراکسیون
-
وزارت دادگستری ایالات متحده آمریکا
-
احقاق حق · دادرسی
-
تلادع هب یسرتسد تاواسم نوناق
-
دیوان بینالمللی دادگستری
-
(امریکا) رئیس دادگاه (که چندین قاضی تحت نظر او کار می کنند) · (حقوق و دادگستری) قاضی کل · رئیس دادگاه · قاضی اعظم · قاضی القضات
-
(حقوق) امین صلح · دیامنیم ارجا ار تلادع هک یصحش