ترجمه "justicing" به فارسی

دادرسی, احقاق حق بهترین ترجمه های "justicing" به فارسی هستند.

justicing
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دادرسی

    I tell you, He will cause justice to be done to them speedily.

    به شما میگویم که به زودی دادرسی ایشان را خواهد کرد.

  • احقاق حق

    I like talking to the peasants, and am always glad to do them justice.

    من خیلی میل دارم با افراد توده صحبت کنم و حاضرم در احقاق حق آنان کمک نمایم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " justicing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "justicing" با ترجمه به فارسی

  • انصاف · بی طرفی · بی غرضی · بی نظری · جزا · حق · حق داشتن · حقانیت · داد · دادبخشی · دادرس · دادور · دادوری · دادگری · درستی · ذی حق بودن · رجوع شود به justice of the peace · سزا · صحت · عدالت · عدل · قاضی · پاداش · کادیک
  • دادرس
  • آبستراکسیون
  • وزارت دادگستری ایالات متحده آمریکا
  • تلادع هب یسرتسد تاواسم نوناق
  • دیوان بینالمللی دادگستری
  • (امریکا) رئیس دادگاه (که چندین قاضی تحت نظر او کار می کنند) · (حقوق و دادگستری) قاضی کل · رئیس دادگاه · قاضی اعظم · قاضی القضات
  • (حقوق) امین صلح · دیامنیم ارجا ار تلادع هک یصحش
اضافه کردن

ترجمه های "justicing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه