ترجمه "justification" به فارسی

توجیه, توجيه, حقانیت بهترین ترجمه های "justification" به فارسی هستند.

justification noun دستور زبان

A reason, explanation, or excuse which provides convincing, morally acceptable support for behavior or for a belief or occurrence. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توجیه

    noun

    reason, explanation, or excuse

    But a justification so full of torture to herself, she trusted, would not be in his power.

    اما کاترین یارای این را نداشت که چنین توجیه و دلیلی بتراشد که این همه آزاردهنده باشد.

  • توجيه

    Public wants to know, what's the justification of this intoxication?

    مردم مي خوان بدونن ، چه توجيهي اين مسموميت داره ؟

  • حقانیت

  • ترجمه های کمتر

    • دلیل
    • بهانه
    • فرنود
    • برهان
    • مجوز
    • مطابقت
    • (چاپ) تنظیم سطرهای صفحه
    • آنچه که توجیه می کند
    • انگیزه نمایی
    • برهان نمایی
    • علت نمایی
    • فاصله بندی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " justification " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "justification" با ترجمه به فارسی

  • الت صفحه بندی · تبرئه کننده · تصدیق کننده · توجیه کننده · صفحه بند
  • اثبات کننده · توجیه امیز · دفاعی · مثبت · موید · پدافندی
  • بهانه · توجیه خویشتن · جای دیگر · خود فرنود · دستاویز · عذر
  • توجیه پروژه
اضافه کردن

ترجمه های "justification" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه