ترجمه "keen" به فارسی
مشتاق, تند, شديد بهترین ترجمه های "keen" به فارسی هستند.
keen
adjective
verb
noun
دستور زبان
showing a quick and ardent willingness or responsiveness, enthusiastic, eager; interested, intense. [..]
-
مشتاق
Don't know why you're so keen on that hunk of dirt.
نمي دونم چرا شما انقدر مشتاق اون تيکه کثافتين.
-
تند
adjectivebut Philip's keen appetite relieved him from the duty.
اما اشتهای تند فیلیپ او را از این کار، یعنی دور ریختن ریزههای نان، معاف میساخت.
-
شديد
-
ترجمه های کمتر
- برنده
- تیز
- شدید
- نافذ
- تیزهوش
- زیرک
- تیزبین
- سخت
- سوگواری
- شیک
- لابه
- بران
- شدیدبودن
- هلویی
- کرکننده
- ارزان
- قاطع
- (امریکا - خودمانی) عالی
- (انگلیس - قیمت) نازل
- (ایرلند)
- (با گریه و زاری) گفتن
- (دیدن و شنیدن و اندیشیدن) تیزبین
- برا
- بسیار خوب
- تاسف خوردن
- تند و تیز
- خوش تیپ
- خوش لباس
- دارای گوش تیز
- زاری (در مرگ کسی)
- زاری کردن
- سوگواری کردن
- شیک پوش
- عزا و گریه
- لابه کردن
- نوحه سرایی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " keen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
KeeN
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"KeeN" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای KeeN در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "keen" با ترجمه به فارسی
-
ارزومندی · تندی · تیز هوشی · تیزهوشی · تیزی · حساسیت · ذکاوت · زیرکی · سختی · شدت · طمع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن