ترجمه "keenness" به فارسی

زیرکی, تیزهوشی, ارزومندی بهترین ترجمه های "keenness" به فارسی هستند.

keenness noun دستور زبان

sharpness or cutting ability [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زیرکی

    Fredrick the Great of Prussia was very, very keen

    فردریک کبیر -پادشاه کشور پروس- خیلی خیلی در میان آلمانی ها به زیرکی

  • تیزهوشی

  • ارزومندی

  • ترجمه های کمتر

    • تیزی
    • ذکاوت
    • طمع
    • حساسیت
    • تندی
    • سختی
    • شدت
    • تیز هوشی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " keenness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "keenness" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا - خودمانی) عالی · (انگلیس - قیمت) نازل · (ایرلند) · (با گریه و زاری) گفتن · (دیدن و شنیدن و اندیشیدن) تیزبین · ارزان · برا · بران · برنده · بسیار خوب · تاسف خوردن · تند · تند و تیز · تیز · تیزبین · تیزهوش · خوش تیپ · خوش لباس · دارای گوش تیز · زاری (در مرگ کسی) · زاری کردن · زیرک · سخت · سوگواری · سوگواری کردن · شديد · شدید · شدیدبودن · شیک · شیک پوش · عزا و گریه · قاطع · لابه · لابه کردن · مشتاق · نافذ · نوحه سرایی کردن · هلویی · کرکننده
  • (امریکا - خودمانی) عالی · (انگلیس - قیمت) نازل · (ایرلند) · (با گریه و زاری) گفتن · (دیدن و شنیدن و اندیشیدن) تیزبین · ارزان · برا · بران · برنده · بسیار خوب · تاسف خوردن · تند · تند و تیز · تیز · تیزبین · تیزهوش · خوش تیپ · خوش لباس · دارای گوش تیز · زاری (در مرگ کسی) · زاری کردن · زیرک · سخت · سوگواری · سوگواری کردن · شديد · شدید · شدیدبودن · شیک · شیک پوش · عزا و گریه · قاطع · لابه · لابه کردن · مشتاق · نافذ · نوحه سرایی کردن · هلویی · کرکننده
  • (امریکا - خودمانی) عالی · (انگلیس - قیمت) نازل · (ایرلند) · (با گریه و زاری) گفتن · (دیدن و شنیدن و اندیشیدن) تیزبین · ارزان · برا · بران · برنده · بسیار خوب · تاسف خوردن · تند · تند و تیز · تیز · تیزبین · تیزهوش · خوش تیپ · خوش لباس · دارای گوش تیز · زاری (در مرگ کسی) · زاری کردن · زیرک · سخت · سوگواری · سوگواری کردن · شديد · شدید · شدیدبودن · شیک · شیک پوش · عزا و گریه · قاطع · لابه · لابه کردن · مشتاق · نافذ · نوحه سرایی کردن · هلویی · کرکننده
  • (امریکا - خودمانی) عالی · (انگلیس - قیمت) نازل · (ایرلند) · (با گریه و زاری) گفتن · (دیدن و شنیدن و اندیشیدن) تیزبین · ارزان · برا · بران · برنده · بسیار خوب · تاسف خوردن · تند · تند و تیز · تیز · تیزبین · تیزهوش · خوش تیپ · خوش لباس · دارای گوش تیز · زاری (در مرگ کسی) · زاری کردن · زیرک · سخت · سوگواری · سوگواری کردن · شديد · شدید · شدیدبودن · شیک · شیک پوش · عزا و گریه · قاطع · لابه · لابه کردن · مشتاق · نافذ · نوحه سرایی کردن · هلویی · کرکننده
اضافه کردن

ترجمه های "keenness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه