ترجمه "keyed" به فارسی

(به ویژه سازهای موسیقی) کلیددار, (موسیقی) کوک شده یا میزان شده در دستگاه موسیقی به خصوص, دارای صفحه کلید بهترین ترجمه های "keyed" به فارسی هستند.

keyed adjective verb

Simple past tense and past participle of key. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (به ویژه سازهای موسیقی) کلیددار

  • (موسیقی) کوک شده یا میزان شده در دستگاه موسیقی به خصوص

  • دارای صفحه کلید

  • ترجمه های کمتر

    • متوافق
    • هم ساز (شده)
    • هماهنگ شده با
    • پژنگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " keyed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "keyed" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "keyed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه