ترجمه "keyhole" به فارسی

سوراخ کلید, (قدیمی) کلید بهترین ترجمه های "keyhole" به فارسی هستند.

keyhole verb noun دستور زبان

The hole in a lock where the key is inserted and turns [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوراخ کلید

    noun

    a hole to lock/unlock with a key

    At one side of the house is a huge stained glasswindow in the shape of a keyhole.

    در گوشهای از خانه پنجرهای به شکل سوراخ کلید با شیشههای رنگی قرار دارد.

  • (قدیمی) کلید

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " keyhole " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "keyhole"

عباراتی شبیه به "keyhole" با ترجمه به فارسی

  • اره نوکی · رجوع شود به compass saw
اضافه کردن

ترجمه های "keyhole" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه