ترجمه "kindle" به فارسی

افروختن, برانگیختن, روشن کردن بهترین ترجمه های "kindle" به فارسی هستند.

kindle verb noun دستور زبان

(obsolete) A collective term for a group of kittens. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • افروختن

    verb

    to start (a fire)

  • برانگیختن

    verb

    to arouse

  • روشن کردن

    verb

    to start (a fire)

    Both of them kindled hope in the hearts of many Iranians for a better, less painful future.

    هر دوی این اتفاقات روزنهی امیدی در دل میلیونها ایرانی برای داشتن آیندهای بهتر و کمدردتر روشن کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • برافروختن
    • درخشیدن
    • انگیزاندن
    • گیراندن
    • سوزاندن
    • (آتش را) روشن کردن
    • (محلی) زاییدن
    • آتش زدن
    • استنباط کردن
    • افروخته شدن
    • برانگیخته شدن
    • برق زدن
    • به هیجان درآمدن یا درآوردن
    • درخشان شدن
    • روشن شدن
    • گرفتن (آتش)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kindle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kindle
+ اضافه کردن

"Kindle" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kindle در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "kindle"

عباراتی شبیه به "kindle" با ترجمه به فارسی

  • اتش افروزنه · اتش زنه · اتش گیرانک · بته · چوب سفید · گیرانک
  • (خاشاک و تراشه و غیره که با آن آتش را روشن می کنند) آتشگیره · آتش زنه · آتشزنه · افروزش · روشن کردن (آتش) · فروزینه · پازند · پده · پرهازه · چوب سفید · گیرانه
  • خرد چوب گیرانه آتش
  • (خاشاک و تراشه و غیره که با آن آتش را روشن می کنند) آتشگیره · آتش زنه · آتشزنه · افروزش · روشن کردن (آتش) · فروزینه · پازند · پده · پرهازه · چوب سفید · گیرانه
  • (خاشاک و تراشه و غیره که با آن آتش را روشن می کنند) آتشگیره · آتش زنه · آتشزنه · افروزش · روشن کردن (آتش) · فروزینه · پازند · پده · پرهازه · چوب سفید · گیرانه
اضافه کردن

ترجمه های "kindle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه