ترجمه "kiosk" به فارسی
کیوسک, دکه, کيوسک بهترین ترجمه های "kiosk" به فارسی هستند.
a small enclosed structure, often freestanding, open on one side or with a window, used as a booth to sell newspapers, cigarettes, etc. [..]
-
کیوسک
nounenclosed structure where cigarettes, magazines, etc are sold
from two tiny windows of two metal kiosks.
از دو تا پنجره کوچک دو کیوسک فلزی بگیرند.
-
دکه
nounIf you need me, I'm over by the kiosks.
اگه بهم نياز داشتين ، من کنار دکه ها هستم.
-
کيوسک
A small enclosed structure, often freestanding, open on one side or with a window, used as a booth to sell newspapers, cigarettes, etc.
I told him to go to the kiosk on 16th, off Park.
بهش گفتم که به يه کيوسک تلفن توي خيابون 16 ام بره ، خارج پارک
-
ترجمه های کمتر
- خوابگاه
- (از ریشه ی فارسی)
- (در ایران و ترکیه) کوشک
- خانه تابستانی
- دکه ی روزنامه فروشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kiosk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "kiosk"
عباراتی شبیه به "kiosk" با ترجمه به فارسی
-
اتاقک تلفن · کابین تلفن · کیوسک تلفن