ترجمه "knacky" به فارسی
باهوش, زیرک, ماهر بهترین ترجمه های "knacky" به فارسی هستند.
knacky
adjective
دستور زبان
Having a knack; cunning; crafty.
-
باهوش
adjective -
زیرک
-
ماهر
adjective -
لم دان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " knacky " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن