ترجمه "knop" به فارسی
غنچه, گرزه, (هر تزیین گرد و قلمبه) قبه بهترین ترجمه های "knop" به فارسی هستند.
knop
noun
دستور زبان
A knob, usually ornamental [..]
-
غنچه
noun proper -
گرزه
noun -
(هر تزیین گرد و قلمبه) قبه
-
آذین گوی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " knop " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن