ترجمه "knot" به فارسی

گره, عقده, منگوله بهترین ترجمه های "knot" به فارسی هستند.

knot verb noun دستور زبان

A looping of a piece of string or of any other long, flexible material that cannot be untangled without passing one or both ends of the material through its loops. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گره

    noun

    tangled clump [..]

    There, hammer that knot down, and we've done.

    یالاه، آن گره را با چکش بکوب تا کارمان تمام شود.

  • عقده

    noun

    And at the top grew a true lover's knot

    و در نوک اونها عقده و بغض يک عاشق حقيقي روييده...

  • منگوله

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • گره زدن
    • قلمبه
    • خفت
    • برآمدگی
    • پیوند
    • گیر
    • gereh
    • خوشک
    • دژپیه
    • سنبله
    • همبستگر
    • ورقلمبیدگی
    • چلازه
    • گرهچه
    • گرهک
    • گوراندن
    • گوریدگی
    • گروهه
    • قبه
    • غده
    • کپه
    • اتحاد
    • گرفتاری
    • گله
    • اشکال
    • (جانورشناسی) یلوه ی مهاجر (جنس Calidris به ویژه Calidris canutus - بومی نواحی قطبی)
    • (سوزن دوزی و خیاطی) با گره زدن حاشیه درست کردن
    • (مجازی) ازدواج
    • (کشتیرانی) گره دریایی (واحد سرعت کشتی برابر با یک مایل دریایی یا 21/6706 پا در ساعت)
    • آسیابان overhand knot7
    • انواع گره ها
    • با گره بستن
    • به صورت گره درآوردن
    • بهم پیوستن
    • جغه ی گره مانند
    • جوش دار sheet bend 1
    • حلقه slide knot 3
    • حلقه آویز fisherman's bend 3
    • حلقه زیر single bowknot
    • حلقه زیر دو خفتی double bowknot
    • خرگوشی surgeon'sknot 6
    • خوشه ی کوچک
    • داری loop knot 6
    • دسته ی گل
    • دو حلقه square knot 5
    • دو خفت granny knot 4
    • دو سر sheepshank 0
    • دکمه ی ساقه
    • رجوع شود به nautical mile 0
    • رشته ی دوستی (و غیره)
    • سرطناب timber hitch
    • سرطناب کلفت double sheet bend 2
    • شکاف دار clove hitch 1
    • علف کش slipknot 4
    • قلابی bowline
    • قلابی دو خفتی running bowline
    • قلمبه شدگی
    • قلمبه شدگی یابرجستگی پوست درخت (در اثر بیماری های قارچی)
    • ماهی گیری double carrick bend
    • نساج single carrick bend
    • هشتی figure-eight knot 2
    • همبسته کردن 1
    • چنگ آویز single Blackwall hitch
    • چنگ آویز دو خفتی double Blackwall hitch
    • چنگ آویز دو سویه cat's-paw 0
    • کنده ای rolling hitch 8
    • کنده کش round turn and two half hitches 9
    • گره خوردن
    • گره دار کردن
    • گره درخت (جایی که شاخه منشعب می شود)
    • گره زینتی
    • گره ساقه (که برگ از آن درمی آید)
    • گره چوب
    • گره کراوات
    • گل روبان (که بر گیسو زنند و غیره)
    • گوریدن 2
    • گیردار کردن
    • یک خفت half hitch 5
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " knot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "knot"

عباراتی شبیه به "knot" با ترجمه به فارسی

  • ازدحام کرده · بسته شده یا محکم شده با گره · درهم ژولیده · دشوار · غامض · قلمبه دار · پر گره · پرجزئیات · پیچیده · گره دار · گره زده · گوریده · گیج کننده · گیردار · گیرکرده
  • گره دیرگشا(true-lover's knot هم می گویند) · گره کور
  • ملوییدوژینه · نماتودهاي گرهزاي ريشه
  • گره
  • (پزشکی) گره جراحی · گره بخیه زنی
  • (گره طناب) حلقه
  • (کشتی بادبان دار) گره دو حلقه (برای پیچیدن بادبان)
  • (بیماری درخت گیلاس و آلو که توسط قارچی به نام Plowrightia morbosa ایجاد می شود) سیاهگره
اضافه کردن

ترجمه های "knot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه