ترجمه "knottiness" به فارسی
پرگرهی, پیچیدگی, بستگی بهترین ترجمه های "knottiness" به فارسی هستند.
knottiness
noun
دستور زبان
The state of being knotty. [..]
-
پرگرهی
-
پیچیدگی
-
بستگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " knottiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "knottiness" با ترجمه به فارسی
-
(در مبل سازی و پوشش دیوار یا چوب و غیره) چوب کاج پر گره · (چوب کاج) نقش دار
-
ازدحام کرده · بغرنج · دشوار · قلمبه دار · هاج و واج کننده · هاجگر · پر از گرفتگی و اشکال · پر گره · پیچیده · گرفتار دام · گره ناک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن