ترجمه "knotty" به فارسی
پیچیده, هاجگر, بغرنج بهترین ترجمه های "knotty" به فارسی هستند.
knotty
adjective
دستور زبان
Full of knots. [..]
-
پیچیده
adjectiveCOMPARED to a majestic cedar of Lebanon, a gnarled and knotty olive tree may not seem especially impressive.
در مقایسه با سرو لبنان که تنومند و پرابهت است، شاید درخت زیتونی که به هم پیچیده و کج است، چندان تحسینبرانگیز به نظر نیاید.
-
هاجگر
-
بغرنج
-
ترجمه های کمتر
- دشوار
- ازدحام کرده
- قلمبه دار
- هاج و واج کننده
- پر از گرفتگی و اشکال
- پر گره
- گرفتار دام
- گره ناک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " knotty " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "knotty" با ترجمه به فارسی
-
(در مبل سازی و پوشش دیوار یا چوب و غیره) چوب کاج پر گره · (چوب کاج) نقش دار
-
بستگی · پرگرهی · پیچیدگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن