ترجمه "known" به فارسی

شناخته, دانسته, معروف بهترین ترجمه های "known" به فارسی هستند.

known adjective noun verb دستور زبان

Past participle of know [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شناخته

    that whom other people know, renowned, famous

    The doctor is known to everyone in the village.

    دکتر در این روستا برای همه شناخته شده است.

  • دانسته

    adjective

    that whom other people know, renowned, famous

    After all, she was old enough to be my mother; she ought to have known better.

    بالاخره از نظر سن جای مادرم را دارد، خودش میبایست این را دانسته باشد.

  • معروف

    adjective

    It's very easy to become famous when you're very well-known.

    زمانی که خیلی معروف هستی؛ به سهولت مشهور خواهی شد.

  • ترجمه های کمتر

    • شناسا
    • واثق
    • شخیص
    • اسم مفعول : know
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " known " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "known" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "known" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه