ترجمه "labyrinth" به فارسی

ماز, لابیرنت, هزارتو بهترین ترجمه های "labyrinth" به فارسی هستند.

labyrinth verb noun دستور زبان

maze, especially underground or covered [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماز

    noun
  • لابیرنت

    noun

    This labyrinth, to which we have already called the reader's attention, has a clue, which is its slope.

    این لابیرنت چنانکه گفتیم ریسمانی دارد و ریسمان آن شیب آن است.

  • هزارتو

    Because there's only one key that can open the door to the labyrinth.

    چون فقط يه کليد هست که ميتونه در هزارتو رو باز کنه.

  • ترجمه های کمتر

    • پیچال
    • پیچراه
    • پیچراهه
    • شکنج
    • مخمصه
    • (مجازی) هر چیز پیچاپیچ دار
    • (کالبد شناسی) گوش درونی
    • پیچ وخم
    • کلاف سر در گم
    • گوش داخلی
    • گیج کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " labyrinth " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Labyrinth

Labyrinth (film)

+ اضافه کردن

"Labyrinth" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Labyrinth در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "labyrinth"

عباراتی شبیه به "labyrinth" با ترجمه به فارسی

  • (پزشکی) آماس گوش درونی (معمولا همراه با سرگیجه) · آماس گوش درونی · پیچال تبسی
  • لابیرنت استخوانی
  • هزارتوی پن
  • بغرنج · سربگم · مارمانند · پیچ درپیچ
  • (در گوش درونی) پیچال شامه ای
اضافه کردن

ترجمه های "labyrinth" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه