ترجمه "labyrinthic" به فارسی
بغرنج, سربگم, مارمانند بهترین ترجمه های "labyrinthic" به فارسی هستند.
labyrinthic
adjective
دستور زبان
(obsolete) labyrinthine [..]
-
بغرنج
-
سربگم
-
مارمانند
-
پیچ درپیچ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " labyrinthic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "labyrinthic" با ترجمه به فارسی
-
(پزشکی) آماس گوش درونی (معمولا همراه با سرگیجه) · آماس گوش درونی · پیچال تبسی
-
(مجازی) هر چیز پیچاپیچ دار · (کالبد شناسی) گوش درونی · شکنج · لابیرنت · ماز · مخمصه · هزارتو · پیچ وخم · پیچال · پیچراه · پیچراهه · کلاف سر در گم · گوش داخلی · گیج کننده
-
لابیرنت استخوانی
-
هزارتوی پن
-
(در گوش درونی) پیچال شامه ای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن