ترجمه "lace" به فارسی

بندینک, دانتل, گیپور بهترین ترجمه های "lace" به فارسی هستند.

lace verb noun دستور زبان

(uncountable) A light fabric containing patterns of holes, usually built up from a single thread. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بندینک

    cord for fastening a shoe or garment

  • دانتل

    fabric

  • گیپور

    fabric

  • ترجمه های کمتر

    • توری
    • بند
    • قیطان
    • یراق
    • نوار
    • شبکه
    • زهوار
    • زه
    • (با: into) حمله کردن (عملا یا حرفا)
    • (به آشامیدن) مشروب الکلی افزودن
    • (کفش و شکم بند زنانه و غیره) با بند محکم کردن
    • با یراق (یا توری) آراستن
    • بنددار کردن
    • بهم بستن
    • درهم بافتن
    • سوزن دوزی یا ملیله دوزی کردن
    • شلاق زدن
    • شکست دادن 0
    • محکم زدن
    • پارچه ی تور دوزی شده
    • پر از سوراخ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lace " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lace
+ اضافه کردن

"Lace" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lace در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "lace"

عباراتی شبیه به "lace" با ترجمه به فارسی

  • (بریتانیایی)کفش مجلسی بنددار
  • روبان توری (ماسوره بافت)
  • روبان یا نوار توری (برای حاشیه دوزی و غیره)
  • بنددار · بندی · خطدار · راه راه · شبکه دار · مشبک · گلابتون دار · یراق دار
  • (در اصل) قیطان یا توری سوزن دوزی شده (با طرح برجسته) · توری ماشین بافت که با وصله روی آن طرح ایجاد کرده باشند
  • رجوع شود به wild carrot
  • خیلی محتاط · یاسم
  • (پارچه) توری سوزن دوزی شده
اضافه کردن

ترجمه های "lace" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه