ترجمه "laced" به فارسی

بنددار, بندی, خطدار بهترین ترجمه های "laced" به فارسی هستند.

laced adjective verb دستور زبان

Tainted with something, especially a drug. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بنددار

    So I was at the mall the other day and I saw these really cute, lace, yellow...

    ... چند روز پیش رفته بودم پاساژ و این کفشای بنددار زرد

  • بندی

    noun

    peered through the lace curtains at the darkened street.

    از لای پردههای بندی به کوچهٔ تاریک شده مینگریستند.

  • خطدار

  • ترجمه های کمتر

    • راه راه
    • شبکه دار
    • مشبک
    • گلابتون دار
    • یراق دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " laced " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "laced" با ترجمه به فارسی

  • (بریتانیایی)کفش مجلسی بنددار
  • (با: into) حمله کردن (عملا یا حرفا) · (به آشامیدن) مشروب الکلی افزودن · (کفش و شکم بند زنانه و غیره) با بند محکم کردن · با یراق (یا توری) آراستن · بند · بنددار کردن · بندینک · بهم بستن · توری · دانتل · درهم بافتن · زه · زهوار · سوزن دوزی یا ملیله دوزی کردن · شبکه · شلاق زدن · شکست دادن 0 · قیطان · محکم زدن · نوار · پارچه ی تور دوزی شده · پر از سوراخ · گیپور · یراق
  • روبان توری (ماسوره بافت)
  • روبان یا نوار توری (برای حاشیه دوزی و غیره)
  • (در اصل) قیطان یا توری سوزن دوزی شده (با طرح برجسته) · توری ماشین بافت که با وصله روی آن طرح ایجاد کرده باشند
  • رجوع شود به wild carrot
  • خیلی محتاط · یاسم
  • (پارچه) توری سوزن دوزی شده
اضافه کردن

ترجمه های "laced" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه