ترجمه "laden" به فارسی
بارگیری شده, (نادر) رجوع شود به lade, بار شده بهترین ترجمه های "laden" به فارسی هستند.
laden
adjective
verb
دستور زبان
Past participle of lade [..]
-
بارگیری شده
adjective -
(نادر) رجوع شود به lade
-
بار شده
TheArc du Carrousel, all laden with badly borne victories
طاق نصرت کاروزل که فتوحات بیتناسب بر آن بار شده بود،
-
ترجمه های کمتر
- بار کردن
- بارگیری کردن
- زیر بار (چیزی)
- سنگین
- سنگین بار
- مملو
- پر
- گران بار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " laden " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "laden" با ترجمه به فارسی
-
بارگیری شده · سنگین · سنگین بار · مملو · پر
-
دارای بار سنگین · رنجور · سنگین بار · پررنج · پرغم و غصه · پرمخمصه · پرگرفتاری · گرانبار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن