ترجمه "ladle" به فارسی
ملاقه, چمچه, کفچه بهترین ترجمه های "ladle" به فارسی هستند.
ladle
verb
noun
دستور زبان
A deep-bowled spoon with a long, usually curved, handle. [..]
-
ملاقه
deep-bowled spoon with a long, usually curved, handle [..]
Then cook up with a ladle And beat him till he was dead.
ملاقه تند و تيز برداشت آشپز سگ بي چاره را تا مُرد کوبيد.
-
چمچه
noun -
کفچه
deep-bowled spoon with a long, usually curved, handle
-
ترجمه های کمتر
- آبگردان
- بارریز
- گمار
- (عامیانه - با: out) حاتم بخشی کردن
- (فلزگدازی) دیگ گدازه
- با ملاقه کشیدن
- با پاتیل بردن
- با چمچه خالی کردن یا درآوردن
- بار کردن
- تعارف یا تعریف دروغی کردن
- پاتیل بار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ladle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ladle"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن