ترجمه "ladleful" به فارسی
یک ملاقه, یک چمچه بهترین ترجمه های "ladleful" به فارسی هستند.
ladleful
noun
دستور زبان
(cooking) A sufficient quantity to fill a ladle [..]
-
یک ملاقه
said Mrs. Weasley, heaving the large pot over to the table and starting to ladle porridge into bowls.
خآنم وی زلی دیگ بزرگ را روی میز گذاشت و با یک ملاقه در کاسهها حلیم ریخت و گفت
-
یک چمچه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ladleful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ladleful" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه - با: out) حاتم بخشی کردن · (فلزگدازی) دیگ گدازه · آبگردان · با ملاقه کشیدن · با پاتیل بردن · با چمچه خالی کردن یا درآوردن · بار کردن · بارریز · تعارف یا تعریف دروغی کردن · ملاقه · پاتیل بار · چمچه · کفچه · گمار
-
از آب گرفتن، بلند کردن، با ملاقه برداشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن